ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

جنین کوچولوی تو دلم حالا شده13ماهه

1393/5/25 16:22
1,358 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

قد و وزن در یک سالگی.......

قد.......82.          وزن.......10.5

سلام جوجه اردک نانازم.

خوبی شیطون بلا.

چه خبر از شیطنتا؟؟کم که نشده؟

مامان بابا رو از کارات متعجب کردی عایا؟؟

راستی شنیدم از خواب خوشت نمیاد و همش دوس داری بازی کنی؟؟میشه بپرسم چرا؟؟

می می هم که خیلی کم میخوری...درسته بزرگ شدی و مرد شدی ولی هنو باید می می بخوری.

می دونی علت اینکه کم میام چیه؟...وقت کم میارم.غرق در باتو بودن شدم پسرم.

برای حودت راه میری میدوی.همون کارایی ک همیشه آرزوشو داشتم.

عاشق کنج هستی میری یه سه گوشی تو خونه پیدا میکنی و اسباب بازیاتو میبری اونجا و مشغول میشی.

بوسه میدی محکم و با صدا.میگم کی میاد منو بوسه بده میدوی سمتم و لبای خوشگلتو میرذاری رو گونه هام و اینقد میبوسی ک حد نداره.

میگی بابا...ماما...گاهی هم مابا...نه نه...

عاشق اب بازی هستی هرروز تو حیاط آب بازی میکنی

خیلی هم آب میخوری.

به شدت می می من زخم شده و نمیتونم از یکی بدم چون خون میاد.یه روز داشتم بهت می می میدادم و با وجود اینکه درد فراوونی داشتم ولی بهت شیر دادم...ولی درد به حدی شد که دیگه نتونستم کنترل کنم و اروم صدات زدم امیررضای مامان و تو هم می می رو دراوردی....و دیدم تو دهنت خونه و اولش گفتم نکنه دهنت خون اومده و لی بعد که می می رو دیدم فهمیدم این همه درد بی دلیل نبوده و داشته نوک می میه من کنده میشده....

دو روز از اون یکی بهت شیر دادم و کلی دارو درمان ولی هنوزم خوب نشده.بابا محمود میگه بسه دیگه نمیواد بهش شیر بدی براش شیر خشک میخرم و حتی خرید ولی من دلم نمیاد ...احساس گناه بهم دست میده...شیر داشته باشم و بهت شیر خشک بدم.حالا اون یکی هم مثه اون می می شده و کلا وقتی می می میدم تموم بدنم بیحس میشه و فقط مراقبم خون نیاد و خدا نکرده خون تو دهنت نره.

برای همین هر روز روزی 6یا7بار چربش میکنم.تا انشالله خوب بشه و تا دوسالگی کامل بهت شیر بدم.

عزیزکم من عاشق شیر دادن بهت هستم.وقتی با التماس لباسمو می دی کنار و چطور میتونم تو رو از شیر بگیرم.

هر روز تا در حیاطو باز میکنیم شروع میکنی ب جیغ زدن و دد گفتن.بعله دلت بیرونو میخاد.

خودت میری از تو کمد جوراباتو میاری و تلاش میکنی برای اینکه بپوشی ولی نمیتونی و من پات میکنم و بعد میری بازم از تو کمد کفشاتو بر میادری و من برای همین دیگه کفشاتو تو کمد نمیذارم .میذارمشون دم در.

راستی از ددر ک بیایم بهت میگم مامانی جوراباتو دربیار و میشینی و جوراباتو در میاری.اقایی ماشالله.

 جدیدا خیلی جیغ میزنی پسرم .

کار همیشه گیت خالی کردن کابینته .و برداشتن در قوری و قندونا!

 

 نمیدونم تو پستای قبلی گفتم یا نه.تقریبا 1ماه پیش در ویترین کمدتو باز کردی و دیدم داری گریه میکنی اومدم دیدم انگشت نازتو بروندی و دستت پر خون شده.خیلی روز خیلی بدی بود.دستت باید بخیه میخورد.

 

عزیزم اینم چند تا عکس .

جنگل بودیم تو هم حسابی دویدی و بازی کردی

عاشق خنده هاتم.انشالله همیشه لبت خندون باشه

الهی بلاگردونت بشم من.این تاب کادو تولدت بود ک ما خودمون خریده بودبم.تا گذاشتمت رو تاب و دو تا تکون...اینطوری شدی.غش کردی مامانی

امیررضا ماشالله مرد شدیا

چقدر زیبا صورتتو نقاشی کرده خدا

همیشه عااشق سخنرانی بودی و هستی گلکم

وااااای باز که خودتو موش کردی؟؟؟؟میام میخورمتا...تا جیغت دراد

گل سرخ منی

جان داری برا خودت قدم میزنی پسرم

ماتالونی خودنشو بیبین

خوب خودتو ماتالونی کن بعد من تورو بخورم.با سر زفتی تو ظرف ماتالونی

 

 این هم یه مدل دیگه آب بازی ک تو ابن گرما حسسابی میچسبه.شبر آبو باز کردم ابو میربختی رو صورت خودت و بعد نفس کم میاوردی.و بعد شیطنتت گل میکرد و با شلنگ آب روی من میریختی.در اخر دوتامون خیس خیس میشیم

اینم یه ژسته قشنگ از پسملیه قشنگ

زورآزمایی امیررضا 

پسندها (4)

نظرات (14)

مامان ایلیا(آرزو)
26 مرداد 93 13:57
ای جانم عزیزم 13ماهگیت مبارک گلم وای که چه قد واقعا خدا تورو قشنگ نقاشی کرده ایشالا دستت زود خوب بشه مراقب خودت باش عسلم
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
مرسی عزیزم
فریده مامان آیهان
27 مرداد 93 2:26
ماشالله هزار ماشالله واسه خودت آقایی شدی. الهی که چشم بد ازت دور باشه پسر نازو خواستنی.
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
مرسی خاله جون.الهی چشم بد از همه کوچولوها دور باشه
مامان بهاره مامان امیرمحمد
27 مرداد 93 9:04
سلام عزیزم وای دورت بگردم چقدر بزرگ شدی ماشاءا.. دل منم براتون تنگ شده عزیزم دوستتون دارم
نگار-پ
27 مرداد 93 10:34
نگفته بودی دستشو بریده امیدورام هیچ وقت دیگه این اتفاقات پیش نیاد. من عاشق وقتی هست که بچه ها تو حمومن یا بیرون اومدم سرشون خیسه . هیچ پوستی به لطافت و نرمی پوست بچه ها نیس . واقعا فرشته اند خدا همشون رو حفظ کنه و همچنین امیررضای نازنین رو .
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
خدا واقعا همه بچه ها رو حفظ کنه.
خاله
27 مرداد 93 18:17
خدا حفظش کنه ماشالا بزرگ شده.................
فدایی محیا
28 مرداد 93 23:03
وای خدا جونم چرا این بچه اینقدر ملوسه.خیلی دوست دارم...... محکم میبوسمت قربون عکسات چقدر خشگلن واااااااااااااااااااااای اینقدر فضولی نکن پسر جان ببین با دستت چه کردی آخه!!!!!!!!!!
مامان ماهان(عمه جون)
28 مرداد 93 23:50
۱۳ماهگیت مبارک گل پسری..ایشالله همیشه سالم وسلامت باشی... خوشحال میشم به وب ماهان منم سربزنید.
مامان ایلیا
29 مرداد 93 16:09
سلاااااام سلااااام 13 ماهگیت مبارک پسر خوشگل و ناز خاله الاهی قربونت برم من که ماشالله انقد بزرگ و ناز شدی هزااااار ماشالله چقدرم عکسات خوشگل شدن عاطفه جووون حتما حتما بر ای امیر رضای خوشگلم اسپند دود کن ما هم بروزیم
معصومه
29 مرداد 93 22:46
خداحفظش کنه عزیزم.. ینی عشق کردم ماکارونی خوردنشو دیدم نوش جونت باشه عزیزدلم..
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
مرسی عزیزم ایشالله ماکارونی خوردن حسین جون.
زهرا مامان شایان
7 شهریور 93 15:42
وای خاله جون چه ناز شدی تو.چه با نمک خوابیدی رو تاب.با دستت چیکار کردی عزیزم؟انشالله دیگه از این اتفاقها نیافته واست
مامان عاطفه ی عاشق
پاسخ
مرسی خاله جون
مامان هدی و بابا هادی
8 شهریور 93 13:06
سلام عزیزم 13 ماهگیت مبارک مواظب باش دیگه اوف نشی
خاله
9 شهریور 93 17:34
مامانی دخترم 17ماهه شده بدو بیاااااااااااااااااااا
مامان بردیا شیطون
13 مهر 93 22:06
جوووووووووووووووووووووووووووووونم چه جیگری شدی فدات بشم عشقم ماشالا چشم بد ازت دور باشه قربونت برم 13ماهگیت مبارک اخی ایشالا زود خوب بشی گلم راستی زیارتتون قبول باشه
مامان ماریا
20 مهر 93 19:50
سلام عزیزم. میشه لطفا برای تبریک تولد 1 سالگی دختر کوچولوم آیشین به وبلاگ ما سر بزنید . دستای پر مهرتونو می بوسم.